جايگاه تئاتر شهرستان

تعريف شهرستان از نظر اقتصادي ، آماري ، جغرافيايي و...متفاوت است . اما آنچه كه در اين مبحث مي گنجد و تعريف تئاتر شهرستان را كامل مي كند تمامي تئاتري است كه در غير از پايتخت تهران -  توليد مي شود . و اگر يك شخص از تهران تئاتري را در شهرستان توليد كند  ميشود تئاتر شهرستان و اگر يك فرد از شهرستان ، در تهران به توليد يك تئاتر همت گمارد در ليست تئاتر تهران ثبت مي شود .پس مرز تفكيك تئاتر شهرستان توليد نمايش در غير از شهر تهران ميباشد. اما چه عواملي باعث مي شود كه نمايش هاي توليد شده در شهرستان برچسب تئاتر شهرستان  یا تئاتر شهرستانی داشته باشد؟

عوامل موثر در تئاتر  شهرستان :

-         كمبود امكانات

-         تامين بود جه لازم

-         مهاجرت فارغ التحصيلان به پايتخت

-         نداشتن امنيت شغلي

-         آموزش

-         مديريت تئاتر

-          فقدان همگرايي

-         نبود برخي از تخصص ها

ادامه نوشته

عکس های نمایش"خواستن ،توانستن است"

  

نمایش باد رویاهات را می برد





نمایش باد رویاهایت را می برد
نویسنده و کارگردان: نگار نادری

شرکت کننده در بخش نمایشنامه خوانی اولین جشنواره راه روشن
اجرا 9بهمن ساعت 11 سالن امام رضا (ع) واقع در پارک ملت -مشهد

نقش خوانها

مصطفی خوش نشین - فاطمه علی پرست - رضا جوشنی - محمد رضا جعفری لفوت وآر ش احسانی فر بوده و پوستر آن توسط لیدا اشجاری  طراحی شده است

نمایش خواستن ، توانستن است



 نمایش خواستن ، توانستن است

نویسنده و کار گردان : نگار نادری

نمایش شرکت کننده در سی امین جشنواره تئاتر فجر - مبارک یونیما

این نمایش از 6 لغایت 8 بهمن در گرگان ، گنبد کاووس و علی آباد کتول در استان گلستان اجرا شد . در این نمایش فاطمه علی پرست -سوفیا نادری - مصطفی خوش نشین- علی رضا هادی پور-آرزو علی پور -ساحل احمد دوست -احمد نیک قلب و فاطمه طواف ایفای نقش کردند. سمیرا واحد، شیرین دمان و سوفیای نادری نیز عروسک گردان های  این نمایش بودند.

عروسک ساز این نمایش لیدا اشجاری و یاسر میر حمیدی بوده .ساخت موسیقی توسط موذن صفری،طراح صحنه آن یاسر میر حمیدی،،طراح لباس حدیث نیکرو،طرح واجرای گریم.مهدی صیاد و فروغ عمو زاده، منشی صحنه شیرین دمان، طراح پوستر و بروشورلیدا اشجاری  و دستیار کارگردان خانمها حدیث نیکرو و فاطمه علی پرست بوده اند.

این نمایش توسط گروه سکوت  به سرپرستی رضا جوشنی  در تاریخ 16لغایت19 در کانون شهید باهنر و 23بهمن لغایت 3 اسفنددر سالن اداره فرهنگ وارشاد اسلامی اجرا خواهد شد.

تعلیق - گره افکنی -اوج - فرود

تعلیق

جزیی از ساختمان دراماتیک یک اثر نمایشی است و به معنای معلق یا در هوا نگهداشتن از نتیجه امری است که تماشاگر یا مخاطب شدیدا مشتاق به فهمیدن نتیجه و سرانجام کار است.تعلیق در اثر گره افکنی  و پیچیدگی شخصیت ها بوجود می آید. هر نوع گره افکنی یا مانع در مسیر قهرمان ، او را برای رسیدن به هدف باز میدارد و وضعیت او برای مخاطب به صورت تعلیق در می آید. در نتیجه مخاطب دچار اضطراب ، نگرانی و پرسش از نتیجه امر می شود.

تعلیق کیفیتی است که دراثر عدم اطمینان از رسیدن یا نرسیدن شخص بازی به هدفش در مخاطب ایجاد می گردد. اگر شخص بازی مورد علاقه تماشاگر باشد تماشاگر از اینکه او به هدفش نرسد نگران می شود و چنانچه نفرت او را برانگیزد از رسیدن او به هدفش مشوش می شود. گاهی نیزمخاطب از اینکه شخص بازی مورد علاقه اش به هدفش برسد مضطرب است چرا که امکان دارد رسیدن به هدف سعادت قهرمان را به خطر اندازد

 گره افکنی

موانعی که در سر راه قهرمان قرار می گیرد و او را از رسیدن به هدفش باز میدارد .گره افکنی رفتار شخصیت ها را در طول داستان آشکار می کند. هر چه گره افکنی بسط و گسترش یابد کشمکش بیشتر و جذابیت نمایشنامه نیز بیشتر می شود.

اگر نیروی مخالف خیلی قوی باشد گره گشایی اتفاق نمی افتد

اگر نیروی مخالف قوی نباشد کشمکش جهشی اتفاق می افتد

به همین علت باید هر دو سوی کشمکش همسنگ باشتد و هر لحظه مقابله شکل گیرد ومعلوم نباشد کدام بر دیگری پیشی می گیرد

 اوج

نهایت کشمکش و درگیری در یک نمایشنامه منجر به وضعیتی به نام نقطه اوج می شود. در یک نمایشنامه ممکن است چندین نقطه اوج باشد اما فقط یک نقطه ،اوج اصلی است. نقطه اوج  ممکن است در ابتدا دیده شود .اما معمولا پیشبرد حادثه نقطه اوج  را بوجود می آورد.

 نکته :در نمایشنامه های مدرن تماشاگر هیچ نقطه اوج بارزی را نمی بیند.در این نوع از نمایشنامه ها نویسنده نقطه اوج کار خود را در تاثیر روانی اش بر روی مخاطب جستجو میکند که پس از پایان کاردر ذهن مخاطب  شکل می گیرد.

  فرود

پس از هر اوج یک فرود وجود دارد.در فرود بحرا ن فروکش میکند.گاه باعث زمینه سازی برای ایجاد یک نقطه اوج  دیگرمی شود .فرود در نقطه اوج اصلی ؛معمولا به پایان ختم می شود

 

کشمکش

کشمکش بین دو نیروی همتراز بوجود آمده ، به بحران واوج می رسد. کشمکش داستان را پیش می برد. هر چقدر کشمکش بیشتر باشد جذابیت  نمایشنامه بیشتر است

 

کشمکش=

شخص بازی محوری+هدف+نیروی مخالف

 

 انواع کشمكش :

 آدمی بر ضد آدمی : رایج ترین نوع کشمکش است. در این نوع کشمکشاختلاف بین دو فرد است. هدف حفظ منافع شخصی است. ما نند اتللو که یاگو واتللو باهم در سیتیزند

 

آدمی بر ضد جامعه : فرد در برابر جامعه مقاوت میکند . هدف عمومی است . مانند دشمن مردم که دکتر استوگمان با مسئولان ومردم بخاطر آبهای آلوده   در ستیز قرار میگیرد

 

آدمی بر ضد سرنوشت : در تراژدی های یونان به وفور دیده می شود.شخصیت فرد از بدو تولد نوشته شده و گریزی بر آن نیست . نمونه بارز ادیب شهریار است

 

آدمی بر ضد خود: شخص مخالف در این نوع کشمکش در درون فرد است. اراده و یا بخشی از عواطف فرد است که در برابرش عصیان میکند . این نوع کشمکش معمولا به همراه کشمکش های دیگر است مانند مونولوگهای هملت

 

کشمکش جامعه در برابر جامعه و یا فرد در برابر طبیعت نیز وجود دارد که در نمایشنامه کمتر اما در فیلمنامه دیده میشود

 

کشمکش های درونی در نمایشنامه به چهار شکل دیده می شود:

 

کشمکش ساکن :

مبارزه اتفاق می افتد اما بی حاصل است . کشمکش وقایع داستان را به هدف نزدیک نمی کند. معمولا باعث خستگی می شود.این نوع کشمکش به علتهای مختلف ایجاد می شود

-         شخص بازی محوری اراده مصمم ندارد

-         هدف شخص محوری مشخص نیست

-         اشخاص بازی چه محوری یا مخالف نمی توانند تصمیم قاطع برای رفتار خود داشته باشند

 

کشمکش توام با جهش:

در این نوع کشمکش هر مرحله خیلی شتاب زده و بدون توجه به وقایع در کنار یکدیگر قرار می گیرند. این نوع نمایشنامه ها خیلی سطحی  و ظاهری به نشان دادن حوادث و کنش ها می پردازند. در این نوع کشمکش ضعف  نیروی مخالف و یا عدم پایداری اودر برابر شخصیت محوری باعث می شود که شخصیت محوری براحتی به هدفش برسد

 

کشمکش تصاعدی :

بهترین نوع کشمکش است . هدف مشخص . شخصیت ها همتراز و سیل ئقایع درست و منطقی پشت سر هم قرار می گیرد.جدال ،بحران ،حوادث و...باعث می شود مخاطب  تا پایان نمایشنامه را دنبال و حوادث برایش جذابیت داشته باشد.

 

کشمکش پیش بینی شده:

در این نوع کشمکش وقایع قابل پیش بینی است و مخاطب براحتی می تواند هر مرحله را حدس بزند

 

 

روش معرفی اشخاص بازی

هر نمایشنامه نویس بنا به ذوق وسلیقه خودراههای متفاوتی را برای معرفی شخصیت های نمایشنامه انتخاب می کند. معرفی شخصیت می تواند به شکل های متفاوت باشد:

 

معرفی شخصیت از طریق خودش: در این نوع از نمایشنامه ها شخصیت مستقیما  ازخودش ،شغلش، اهدافش و... سخن می گوید .

مانند: معرفی بازرگان در نمایشنامه استثناء و قاعده اثر برشت

 بازرگان: من کارل لانگمان بازرگان هستم و به اورگاه می روم تا درباره خرید امتیاز وارد مذاکره شوم و...

 لوپاخین در باغ آلبالو اثر چخوف : پدر جانم دهاتی ابله ای بود.در واقع خود من هم مثل او کله پوک هستم.دست خطم افتضاح است و...

 

معرفی شخصیت از زبان شخصیت دیگر : کاملا مشخص است که شخصیتی درباره فرد دیگر ؛ در برابر او ، پشت سرش ویا حتی با به یاد آوردن خاطرات ماهیتهای ، شخصیت دیگر را آشکار میکند

 مانند: گایف  برادر خانم اندری یونا در باغ آلبالو

 گایف :خواهرم عادت پول بر باد دادن را هنوز از دست نداده است ...

 

معرفی شخصیت از طریق شرایط خاص : هلمر در خانه عروسک وقتی نامه را می خواند و از عمل نورا آگاه می شودزن را متهم میکند. دیالوگ های او نشان دهنده شخصیت اش در موقعیت پیش آمده است . نورا آنجا ست که  همسر خود را شناخته وترکش میکند

 

 

ارائه شخصیت های مناسب

برای ارائه شخصیت های مناسب نویسنده عواملی را در نظر میگیرد:

 عامل فیزیکی(ظاهری)

اولین قدم در ساخت شخصیت توجه به خصوصیات فیزیکی و جسمانی است .مانند جنسیت ، پیر یا جوان بودن، اندازه وقد،رنگ پوست،نژاد ،چاقی،  لاغری و...

رفتار یک آدم  گوژپشت با یک فرد عادی متفاوت است .یک فرد ناشنوا ویا حتی یک فرد چاق بعلت نگاه جامعه اسیب پذیرتر بوده و رفتارش  میتواند متفاوت باشد.

 

عامل اعتقادی

شخص بازی بر اساس باور و جهان بینی دست به اعمال متفاوت می زند.یک کشیش رفتار متفاوتی نسبت به یک آدم معمولی دارد . یک زن معتقد نسبت به یک زن کم ایمان  در شرایط یکسان رفتار یکسان ندارند. البیه اعتقاد صرفا دینی نیست به طور مثال داشتن وجدان کاری یک نوع اعتقاد است.

 

عامل خانوادگی

اینکه شخصیت در چه خانواده ای بزرگ شده؛چگونه تربیت شده ،کودکی هایش چگونه گذشته و...درشکل گیری او موثر است. به طور مثال اگر در یک خانواده متمول بزرگ شده صرفه جویی برایش سخت است و یا اگر کودکی های خوبی نداشته باشد چه بسا می تواند دچار خطاهای جبران ناپذیر شود

 

عامل اجتماعی

یک انسان در اجتماع می تواند پایگاههای متفاوت داشته باشد.شغل فرد پایگاه اجتماعی است. یک دکتر با کارمند ویا راننده دارای پایگاه اجتماعی متفاوت هستند.پایگاه اجتماع در شکل گیری رفتار،زبان وکنش های فرد موثر است.

 

عامل روحی و روانی

شخصیت آرام است یاعصبانی.تیز هوش است یا کند ذهن .پرخاشگر است یا انعطاف پذیر و...همه در شکل گیری و باور پذیر شدن شخصیت موثر است.

 

نکته : در هیچ نمایشنامه ای مستقیما به این موارد اشاره نمی شود. اما نویستده شخصیت هایش را در ابتدا آگاهاته انتخاب می کند .سپس در درون متن آنجا که لازم باشد؛ و کم کم در طول نمایش به شکوفایی می رساند. پس بررسی یکسری از عوامل در شکل گیری شخصیت الزامی است و نمایشنامه نویس موظف است خودش به صورت یک محقق و روانکاو ابعاد وجودی کاراکتر را شناخته سپس به آفرینش او اقدام نماید


به طور مثال شخصیت نورا در خانه عروسک نوشته هنریک ایبسن:

نورا از لحاظ فیزیکی زیباست چرا که مدام این مساله در طول نمایشنامه توسط همسر و دیگران گفته می شود.از لحاظ اعتقادی به عنوان یک زن یا مادر اعتقاد داردکه باید فرمانبردار و مطیع همسر باشد.همه زندگی اش در خانواده ،عشق به شوهر، فرزندان وزناشویی خلاصه می شود.از لحاظ خانوادگی چون عروسکی تربیت شده، ولخرجی را به ارث برده و همه احساس می کنند اون همچون کودکی هایش بی مسئولیت است و گره نمایش دقیقا انجام یک عمل خلاف عرف واجتماع یعنی امضاء چک پدر به صورت جعلی است و اوج نمایش به این علت زیباست که نورا   در پایان تمام باورهایش را کنار گذشته واز لحاظ فکری شکوفا می شود.


انواع شخصیت

اشخاص بازی

شخص بازی یکی از عمده ترین عوامل تعیین کننده در نمایشنامه است.  بر ای ایجاد عمل نمایشی در صحنه باید موقعیتی  را بوجود آورد تا شخص باز ی معرفی گردد .

تقسیم بندی شخصیت

شخص بازی محوری(پروتاگونیست protagonist)

کسی که با مخالفت خود با شرایط موجود بحران بوجود می آورد. روند زندگی او بهم می ریزد.البته همه شرایط بر اساس خواست واراده اوست. او با تفکر وخواست خود به سمت خلاف جریان زند گی میرود. به طور کلی حوادث حول او اتفاق می افتد

 شخص بازی مخالف( آنتاگونیستantagonist)

فرد یانیرویی است که همچون سدی محکم در برابر اعمال  و خواست شخصیت محوری مقاومت می کند. لازم نیست که حتما دارای خواست  و اراده باشد اما حتما باید همسنگ وبرابر شخص محوری و انگیزه داشته  تا در برابر او بایستد

 اشخاص بازی اصلی(main character)

آنها کسانی هستند که با وقایع نمایش در گیر می شوند.نتیجه نمایش بر انها تاثیر داردو موقعیتشان را عوض میکند. وجود آنهابرای ایجاد حوادث نیاز است.به عبارتی مانند کاتالیزور عمل میکنندو برای انجام کنش های بین متن و ایجاد اتفاق میان شخصیت محوری و مخالف  در نمایشنامه حضورشان الزامی است . سرنوشت آتها معمولا تا پایان شکل میگیرد.

 اشخاص بازی فرعی

 در روند کلی  نمایشنامه تاثیر دارند اما در پایان نیاز نیست مخاطب از وضعیت آنها آگاه گردد. آنها در نمایشنامه به روند حوادث در برخی از موقعیتها  کمک میکنند

  سیاهی لشکر

افرادی که به روند لحظه ای در نمایشنامه کمک میکنند و حضورشان اندک است.

 

تقسیم بندی شخصیت از طریق ویژگی روانی

 اشخاص بازی پیچیده

آنهایی هستند که ابعاد وجودشان از جهت خصوصیات ظاهری،اجتماعی،و روانی مورد بررسی قرار میگیردوآنها اعمالشان قابل پیش بینی نیست.عکس العمل هایشان تازه است .نویسنده نمی تواندبدون دلیل آنها را وادار به کاری  کند. آنها اراده دارند و موجب تغییر می شوند.

 اشخاص بازی ساده

خصوصیات ساده و کلیشه ای دارند ورفتار و کردارشان قابل پیش بینی است

 

 

تقسیم بندی شخصیت از لحاظ تغییر

 شخصیت ایستا

شخصیتی که تغییر نکندیا اندکی تغییر پذیر باشد. حوادث داستان بر او تاثیر کمی دارد ویا اصلا ندارد. در نمایشنامه های امروزاکثر شخصیت ها روشنفکر  گونه وشخصیت همان است که در اول بود

 شخصیت پویا

در طول نمایش تحول در او بوجود می آیدو خصوصیاتش دچار تغییر میشود.در پایان عکس آن چیزی است که در اول بوده