نمایشنامه " افسانه آه"
(مردی در خیابان فریاد می زند)
مرد : آی بردن ، بدبخت شدم ، ملت بردن ، یکی اونو بگیره ، برد ، برد. تمام دار وندار منو برد
(وقتی به محل بازی می رسد )
مرد : ( به یکی ) آقا برد، خاک بر سر شدم . حالا چیکار کنم ؟ ( دوباره حرکت میکند) آقا برد ...بگیرین ( رو به یکی ) بدبخت شدم ، بیچاره شدم ، همین حالا حقوق گرفتم. حالا تا آخر برج چه خاکی تو سر خودم کنم ؟( به سمت یکی دیگر . انگار کیفش در دست آن فرد است) کیف منه کیف منه . اون کیف منه.. ( مستاصل)ببخشید دست خودم نیست . فکر کردم کیف خودمه ( رو به همه ) آهای ملت بدبخت شدم . همین امروز حقوق گرفتم . تمام دار و ندارم تو کیفم بود . حالا قسط هامو چه جور ی بدم ؟صاحبخونه رو چیکار کنم ؟ اوه ...اوه ...بقال سر کوچه ....
(بر رو ی زمین می نشیند زار می زند و آه بلندی می کشد . صدای رعد و برق )
مرد : ای خد،آسمون هم دادش از بدبختی من در اومده (دوباره آه بلندی میکشد )
(صدای موسیقی .آه با رقص وارد می شود .مرد متعجب به آه نگاه میکند . آه به مرد نزدیک می شود . دستش را پشت سرمرد می گذار د. مرد ترسیده فرار می کند . هر سمتی که مرد می رود آه جلوی او ظاهر می شود )
مرد : ... تو رو بخدا . من آه در بساط ندارم . حتی یه هزار تومانی ندارم ( جیبها ی لباسش را بیرون می آورد) من خاک بر سرم . همین حالا دزد به من زده . والله هیچی ندارم به تو بدم . برو دنبال یکی دیگه.
آه : نترس مرد . من بخاطر همین اینجا م . من آه تو هستم .
مرد : آه؟
آه : آره . من بخاطر تو اومدم
مرد : تو ؟ بخاطر من ؟ من تو آسمون به ستاره ندارم اونوقت تو با این قیا فه عجیب ... ( می خواهد به او دست بزند دچار تشنج می شود )
آه : من آه تو هستم . من برا کمک به تو اومدم . تو می تونی سه تا آرزو بکنی . من هر آرزویی که داشته باشی بر آورده می کنم .
مرد : توواقعا آه منی ؟
(آه با سر جواب مثبت می دهد)
مرد : تو آه منی ؟آره؟
آه : آره ، چرا اینقدر سوال می کنی؟
مرد :ای خاک بر سر من . آخه تو ؟ آه ؟ ( رو به تماشاگران ) نمی شد یه آه مثل ...مثل...( یکی از تماشاگران را نشان می دهد) مثلا این شکلی می شد . آه ؟ آه من این شکلی میشد.
آه : من قدرت زیادی دارم . حالا می بینی .آرزو اولتو بگو .
مرد : منو دست میندازی ؟.از این بلوتوث ملوتوث ها ؟ با دوستات حال کنی؟ منو دست ...
آه : آرزوی اولتو بگو تا بهت ثابت کنم که آه انسان قدرت زیادی داره
مرد : منو گیر آوردی . دوربین مخفیه ( خودش را جمع و جور می کند) آره دوربین مخفیه.
آه : باشه مثل اینکه آرزویی نداری . ( اه حرکت می کند که برود)










