عکس های نمایش عاشق شدن به وقت تردید








نمایش عاشق شدن به وقت تردید
18 لغایت 25 دی درسالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لاهیجان - ساعت 17








نمایش عاشق شدن به وقت تردید
18 لغایت 25 دی درسالن اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لاهیجان - ساعت 17
بهرام بیضایی
متولد1317 تهران – کارگردان تناتر وسینما ، نمایشنامه نویس, پژوهشکر - معاصر
غُلامحُسین ساعِدی
معروف به گوهرمراد متولد 1314درتبریز - نمایشنامه نویس معاصر
اکبر رادی
متولد1318 – در شهر رشت - نمایشنامه نویس معاصر ایرانی

نمایش "عاشق شدن به وقت تردید" به نویسندگی و کارگردانی نگار نادری و بازیگری حدیث نیکرو ؛فاطمه علی پرست و عبدالله بهادری از تاریخ 18 دی ماه هرروزساعت 5 عصر در سالن ا داره فرهنگ و ارشاد اسلامی اجرا می شود.در این نمایش منشی صحنه شیرین دمان؛ساخت موسیقی آرش عشقی ،طراحی وساخت دکور یاسر میر حمیدی ؛ گریم مهدی صیاد - فروغ عموراده و طراحی پوستر وبروشور توسط عادل صدر ممتاز انجام شده است از دیگر دوستان همکاری کننده سوفیا نادری ؛ آرزو علی پور؛ علی شیدیان وتعدادی از هنرمندان گروه نمایش خورتاب هستند. این نمایش در تاریخ 29 و30 دی ماه در شهرستان لنگرود اجرا خواهد شد
ساموئل بکت نمایشنامهنویس، رماننویس و شاعر ايرلندي ؛او يكي از نمايشنامه نويسان پيشرو در تئاتر نو و آوانگارد" ابزورد"است. آثار بکت در رابطه با وضعیت انسانها عمیقاً بدبینانه است. این حس بدبینی با قریحهٔ طنزپردازی قوی و غالباً نیشدار وی تلطیف میگردد. چنین حسی از طنز، برای بعضی از خوانندگان آثار او، این نکته را در بر دارد که سفری که انسان به عنوان زندگی آغاز کردهاست با وجود دشواریها، ارزش سعی و تلاش را دارد."بکت در خانوادهای مرفه و مذهبی (پروتستان) بزرگ شد و تا اتمام تحصیلات دانشگاهی و شروع کارش به عنوان استاد هنوز باور مذهبی داشت. پس از ترک قطعی محیط آکادمیک و مهاجرتش به پاریس، گسست از مذهب را در آثارش منعکس كرد..
بکت با تأکید بر روی زبان نمایشهای ابزورد با فضا سازی انسانهای معنا باخته سعی در جلوه گر ساختن آن داشت ، نمایشی هايي که با بکار گیری فرم و مفهومی و محتوا بصورت در هم تنیده به خلق موقعیت خود دست می زنند در واقع نمایشی از انسانها که در ناکجا آباد لحظات آخر عمر خود را می گذرانند و زندگی یکنواخت خود را مرور می کنند.بكت بدلیل «نوشتههایش - در قالب رمان و نمایش - که در فقر [معنوی] انسان امروزی، فرارَوی و عروج او را میجوید» جايزه ادبي نوبل گرفت.
نمایشنامهها : در انتظار گودو – دست آخر – آخرين نوار كراپ – خاكستري - چركنويس براي يك نمايشنامه – من نه – آه چه روزهاي خوشي و...
درام نويس بزرگ جهان .در سه مكتب رومانتيسيسم ، رئاليسم و سمبوليسم آثار دارد اما در رئاليسم شناخته شده است.
ايبسن اوايل قرن نوزده در نروژ بدنيا آمد .، پدرش تاجر ورشكسته بود كودكي او در سختي گذشت .به نقاشي علاقه زياد داشت اما نتوانست آن را ادامه دهد او در 15سالگي مجبور به كار در يك دارو فروشي شدو پنج سال در آنجا كار كرد. از فعاليتهاي اوعضويت در اتحاديه كار گران ،نوشتن مطلب در روزنامه ، نقد از سياست و... بود
در تما شا خانه "برگن" مشغول به كار شد با ورشكست شدن تماشاخانه او به تماشاخانه "كريستيانيا "رفت.ازدواج او با موفقيت همراه نبود و همين امر او را در آثارش عصيانگر و ضد سنت هاي اجتماع به بار آورد و منجر به نوشتن "كمدي عشق "شد . اين نمايشنامه حرمت زندگي خانوادگي را به استهزاء مي گرفت كه همين امر باعث بسته شدن تماشا خانه كريستيانا شد
اولين اثر او" كا تي لينا"بود كه به سبك رومانتيسيم نوشته شد.در 26 سالگي به رم رفت ابتدا سختي بسياري كشيد و اولين اثر منظوم خود به نام "براند " را نوشت. در اين اثر قهرمان همه چيز را فداي عقايد خود ميكند. دو سال بعد" پرگنت" را نوشت كه باعث شهرت او شد .اثر بعدي او اركان اجتماع بودكه مرد گرگ صفتي خود را با تقوا نشان مي داد. از ديگر آثار او مي توان خانه عروسك – مرغابي وحشي – استاد معمار – هدا گابلر- جان گابريل بوركمن – وقتي ما مرد گان از خواب بر مي خيزيم – ايولوف كوچولو – روسمر هولم- اشباح – دشمن مردم و... را نام برد
اوژن یونسکو نمایشنامهنویس فرانسوی رومانی تبار یکی از نویسندگانی است که به عنوان پیشوای درام آوانگارد معاصر در فرانسه شناخته شده است .او از مادری فرانسوی بدنیا آمد و تا سیزده سالگی در فرانسه زندگی کردبعد به بخارست رفت و تا بیست و هفت سالگی انجا ماند.شعر می گفت ومقاله می نوشت . بعد از ازدواج به فرانسه برگشت. تا سئ و هشت سالگی حتی به تناتر فکر هم نمی کرد.
بعدهادر عالم تناتریونسکو کابوسی از دنیا خلق کرد و بر انزوای بنیانی آدمی و سقوط ناگهانی زبان به عبارتی بر دو وجه از هنر آوانگارد تکیه گذارد.
آثار یونسکو تئاتر انتقادی ـ اجتماعی نبود؛ اما پراز صور ذهنی، تخیلی، استعارهها و مفاهیم بصری بود.مهارت اودر کاربرد حرف های عادی و در عین حال عاری از معنا اعجاب انگیز بود.به عبارتی تراژدی زبان را شکل داد. در کار های یونسکو از بازیگر خواسته می شود حرف پیش پا افتاده را با معصومیت کامل بگوید و همین امر گروتسکی را در آثارش می افریند.در آثار او یگانه قهرمان زبان است ؛تا جایی پیش می رود که زبان حالت انتزاعی بخود می گیرد
بن انديشه يا تم : فكر وانديشه حاكم بر نمايشنامه است
موضوع : فكر و عقيده نويسنده است كه مي خواهد در پايان به اثبات برسد
براي شناخت تم يا بن انديشه و موضوع اصلي ؛بايد به كل نمايشنامه تسلط داشته باشيم . در ساختار موضوع به سه نكته بايد توجه كرد .شخصيت – تم – نتيجه
مثال : شاه لير تحت تاثير چابلوسي هاي دو دختر بزرگش از دختر كوچك خود كه قلبا و واقعا دوستدار اوست رو بر مي گرداند و زمام كشور را به دست دو دختر بزرگش و دامادهايش مي سپارد . پس از مدتي خيانت آنها بر شاه آشكار مي گردد.اما آن زماني است كه شاه شكست خورده و قدرتش را از دست داده و در انتظار مرگ به سر مي برد.
بن انديشه : اعتماد جاهلانه
موضوع : شاهي پير( لير شاه) از رو ي اعتماد جاهلانه به نزديكانش تمام هستي خود را از دست مي دهد .
ویلیام شکسپیر – قرن 16- انگلستان
شهرت شکسپیر به عنوان شاعر، نویسنده، بازیگر و نمایشنامه نویس منحصر به فرد است
نمایشهای ابتدایی شکسپیر شامل : هنری چهارم، تیتوس آندرونیکس، رویای شبی در نیمهٔ تابستان، بازرگان ونیز و ریچار دوم میشود که همگی در میانه و اواخر دهه ۱۵۹۰ تاریخ گزاری شدهاند.
همینطور بعضی از تراژدیهای مشهور او که در اوایل دهه ۱۶۰۰ گفته شدهاند شامل : اتللو، شاه لیر ومكبث میشود. در حدود سال ۱۶۱۰ شکسپیر به استراتفورد برای استراحت بر میگردد و با وجود آن به نوشتن ادامه میدهد که دورهٔ رمان و کمدی-استراتژی او به حساب میآید مانند: طوفان، هنری هشتم، سیمبلاین و داستان زمستان. درمورد غزلیات او میتوان گفت که نخستین بار در سال ۱۶۰۹ به چاب رسیدند.
ویلیام شکسپیر به تاریخ ۲۳ آوریل ۱۶۱۶ میلادی درگذشت
ارتباط اجزا با يكديگر و كل اثر را ساختار مي گويند .ساختار طرح ثابتي نيست و به تناسب نمايشنامه و نوشتار شكل متفاوت به خود مي گيرد . به طور كلي ساختار مجموعه روابط عناصر و اجزاي سازنده در يك اثرهنري است .
ساختار به دو دسته بيروني ودروني تقسيم مي شود .ساختار بيروني همان توالي اپيزودها يا صحنه هاست .كه هر صحنه به صحنه ديگر و هر رويداد به رويداد ديگر ختم شده ودر كل اثر آفريده مي شود اما ساختار دروني شامل عناصر سازنده نمايشنامه مانند گره افكني ؛ نقطه اوج ؛ بحران و... است
نمايش، نمايشنامه
نمايشنامه يكي از عوامل موثر در اجرا است . لفظ نمايش حكايت از اجرا مي كند و نمايشنامه ، جنبه هاي ادبي و دستور اجرا را گوشزد مي كند .منظور از نمايش همان عمل يا به اجرا در آوردن است و نمايشنامه دستور اين به اجرا در آوردن است كه توسط نويسنده نوشته مي شود .
فيلمنامه و نمايشنامه
فيلمنامه نوعي از ادبيات دراماتيك است كه نوشته مي شود تا توسط تصوير ديده شود . شئي به نام دوربين حد فاصل تماشاگر و بازيگر قرار مي گيرد . زمان و مكان در فيلمنامه مي تواند متعدد باشد و نيز بسياري از عوامل طبيعي را براحتي ميتوان در فيلمنامه نوشت و در فيلم نشان داد . اما در نمايشنامه بايد با توجه به عنصر اصلي حضور همزمان تماشاگر و بازيگر، تعدد زياد زمان و مكان امكان پذير نيست و عوامل طبيعي را به صورت نشانه اي و مختصر مي توان نشان داد كه با كل واقعيت تفاوت دارد..به طور كلي چون فيلم قابليت تصويري زيادي دارد و بوسيله جلوه هاي ويژه مي تواند چيزهاي عجيب و غريب را نيز واقعي جلوه دهد و دوربين اين امكان را ميدهد كه در هر كجا و هر زمان به صورت واقعي عمل ضبط اتفاق بيافتد نوشتن فيلمنامه را با نمايشنامه متمايز مي كند.
هدا گابلر زنیست زیبا که مورد توجه دیگران است. او دوست دارد با توجه به جذبه اش دیگران را تحت سلطه خود داشته باشد. اوبراساس مصلحت با "یورگن تسمان "که به تازگی موفق به دریافت دکتری افتخاری تاریخ گردیده ازدواج می کند ضمن اینکه قبلاً با "لووبرگ "که ازنظراخلاقی لاابالی ورفتار اجتماعی مناسبی ندارد رابطه داشته و این ارتباط تا بدانجا بوده که تاثیرهداگابلربراو منشاء نگارش اثری موفق شده است . لووبرگ با موفقیت چاپ کتاب اولش محل کارخود را ترک می کند تا کتاب دیگری را تمام جوهره وجودی اوست واز الهامات زنی ( هداگابلر) سرچشمه گرفته به چاپ برساند وزندگی جدیدی را آغاز کند . او با این موفقیت رقیب تسمان جهت اخذ کرسی استاد دانشگاه می گردد . "تهآ "زنی است جوان که پس ازمرگ همسر اول فرماندار، خانم آن خانه می شود. لووبرگ قبلاً بعنوان معلم سرخانه به فرزند خوانده های خانم الوستد ( ته آ ) درس می داده ودرنتیجه این دیدار تهآ بشدت به لووبرگ علاقمند می شود تا آنجا که خانه رابه امید پیدا کردن لووبرگ وزندگی با او ترک می کند . اولین کسی که بنظر تهآ می تواند برای کمک لووبرگ موثر باشد دکتر تسماناست که دردوران تحصیل دوست لووبرگ بود . تهآ به آنجا می رود وازدکتر تسمان میخواهد که به لووبرگ کمک کند او هراس دارد که مبادا دوباره حیثیت مرد خدشه دارشود . تسمان نامه ای به لووبرگ می نویسد وازاو دعوت میکندکه ملاقاتی باهم داشته باشد. هدا گابلربا تیزبینیوهوش وافرخود تهآ را وادار میکندکه از رابطه خود با لووبرگ بگوید، درنتیجه ازعشق تهآ ومساعدت او در جهت موفقیت لووبرگ آگاه می گردد . باحضور لووبرگ درخانه تسمان ، هدا بازی جدیدی راآغاز می کند و سعی ميکند بانفوذ درافکار لووبرگ سلطه خود را باردیگر به او ثابت کند . پس اورا وادار می کند که دعوت خانه قاضی براک را بپذیرد . لووبرگ باتسمان وبه دعوت قاضی براک به مهمانی منزل خانه قاضی می رود ودرآنجا میگساری می کند ومست ولایعقلمیگردد ودربین راه یادداشتهایش ازجیبش میافتد واومتوجه نمیشود. تسمان که کمی عقب تر ازاو حرکت میکرده یادداشتها را برمی دارد و صبر می کند تا صبح که لووبرگ تعادل روحی خود رابازیافت به او پس دهد . لووبرگ شب رادرخانه زن بدنامی که قبلاً نیز با او رابطه داشته می گذراند وصبح هنگام می فهمد که یادداشتهایش نیست. لذا با اهالی خانه درگیر میشود. با توجه به سابقه غیرمتعارف اجتماعی او، رفتارش باعث میشود که باردیگر موقعیت اجتماعی اش متزلزل گردد. او در نزد هدا اقرار می کند که دستنوشته هایش گم شده اما به تهآ می گوید که خودش دست نوشته ها را که با کمک تهآ نگارش شده ریزریز کرده است. هدا هفت تیری به لووبرگ می دهد وبه او تلقینمی کند که حالا وقت آن است که درست انتخاب کند . لووبرگ باهمان هفت تیرخودکشی می کند . قاضی براک بادیدن هفت تیر متوجه می شود که خودکشی لووبرگ به جهت القاء تفکر هدا گابلر وتاثیر گذاری اوبود لذا ازاین امرسوءاستفاده کرده ومیخواهد هدا رادرچنگ خود داشته باشد . هدا که زنی سرکش است تحمل تحقیروخواری راندارد . سلطه قاضی براک رابرخود نمی پذیرد ودست به خودکشی می زند . یعنی اوبا سوزاندن اثر برجسته لووبرگ باعث مرگ او ودراصل نابودی خویش می گردد .